اینجا چراغی روشن است

25سال تنهایی*

جمعه, ۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۳۷ ب.ظ

غروب یک روز پاییزی به دنیا آمدم؛ امروز 25 سال از آن روز می گذرد.

 همه جا پر از برگ های زرد و خشک است و حالِ من هم دست کمی از حال برگ ها ندارد. 

امروز باز هم روحم به هزارن تکه شکست... خسته شدم.

و هزار بار از خودم پرسیدم: چرا حواسم به تقویم نبود؟

25 سال یعنی ربع قرن! ربع قرن زندگی کردن در تنهایی و حسرت؛ در رنج و امید؛ در التهاب و سردرگمی؛ در پیله...

25 سال پیش وقتی در آن هوای سوزدار پاییزی، در آن بیمارستان کوچک برای اولین بار چشم باز کردم و زار زدم، شاید می دانستم قرار نیست آدم بزرگی بشوم... شاید می دانستم قرار است 25سال بعد حالم از خودم و زندگی ام به هم بخورد... 

آدمی به "امید" زنده ست. من هم اگر ناامید بودم لابد الان زنده نبودم. همین که هنوز قلبم می زند و خون به رگ هایم می دود و چیزکی از جنس آرزو و رویا تهِ قلبم سو سو می زند، یعنی زنده ام و خدا هنوز از من ناامید نشده است...

کاش امروز از نو به دنیا بیایم. پاک و پاکیزه. مثل روز اول... مثل 25 سال پیش...کاش از این پیله ی لعنتی بیرون بزنم... پروانه شوم. 

و ای کاش سال بعد، روز تولدم این همه دلگیر و پاییزی نباشد...


* این تیتر به هیچ وجه از "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز الهام گرفته نشده :)) این کتاب را اصلا دوست نداشتم و نیمه کاره رها شد. ولی عنوانش یک دنیا معنی داشت.


جمعه_6 آذر 1394 هجری شمسی _ ساعت 16:42_ تهران_خوابگاه دانشجویی


  • .:.چراغ .:.

نظرات  (۳)

عبور  بی صدا از ربع یک قرن....
  • خارج ازچارچوب
  • اینکه برای شهادته! ایشاللا شهید شدید همینجا می‌نویسیم تبریک و تسلیت.

    من بطور مسلم و قطعی،هیچ کار ویژه‌ای نمی‌کنم و مث شما همون رهای رها رو ترجیح می‌دم.هرکی شعار می‌ده که خودش بهش عمل نمی‌کنه!
    پاسخ:
    ایشالا :) البته از اون دنیا که نمی تونم پست بذارم. پسوردمم کسی نداره!

  • خارج ازچارچوب
  • چقدر غمگین بود!یه نفر دیگه هم از 25 سالگیش نوشته بود همینطور غمگین!
    ولی من با توجه به همون شعارایی که تو پست پایینی دادم به همین غمگینی و تنهایی هم می‌تونم نگاه مثبت داشته باشم :))

    الان نباید تبریک بگیم؟!
    پاسخ:
    نسل ما انگار دو دسته شدن! یه دسته شاد و سرخوش و بی خیال / یه دسته غمگین و ازخودناراضی و گله مند
    نگاه مثبت شما ناشی از اینه که تونستید یا می تونید کار ویژه ای بکنید. من فعلا نه... 

    می تونید تبریک و تسلیت بگید :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی